سید حســـیـــــــــن hosin خمینی کیست ؟! - امــــروز گذرگاه آینده
X
تبلیغات
بازی تراوین

امــــروز گذرگاه آینده

امروز

سید حســـیـــــــــن hosin خمینی کیست ؟!

سلام دوستان این مطلب با بیش از 5500 بازدید یکی از پربازدیدترین مطالب این وبگاه بوده و نظرات مربوطه توسط بنده تعقیب میشه .... 

 بیست و نهم بهمن ماه 1392

 


 

  سید حسین خمینی بزرگترین نوه امام و فرزند آیت الله شهید سید مصطفی خمینی است او کسی است که با کارهای عجیبش مردم ایران را برای اتفاقات عجیب آماده کرد !

 سید حسین خمینی / پسر عموی سید حسن خمینی

  

جلود نخست وزیر لیبی به تهران آمده بود شهید چمران به خاطر دست داشتن لیبی در ربوده شده امام موسی صدر از جلود خواست که برگردد سید جوانی به چمران نزدیک شد و سیلی محکمی در گوش او زد و گفت « اینجا مملکت بابای منه شما اگه ناراحتی می تونی بری همون لبنان زندگی کنی 1 »

 

اختلاف منافقین و جریان بنی صدر روز بروز با امام و یاران امام بیشتر می شد و سید حسین روز بروز بیشتر از قبل در برابر بهشتی و رجائی و باهنر و خامنه ای و هاشمی و دیگران موضع گیری میکرد  تا جائی که : در سال 59 وقتی سید حسین خمینی می رود در مشهد به نفع بنی صدر سخنرانی می کند. مردم به او حمله می آورند و می خواستند سید حسین خمینی را بزنند و ایشان که مسلح بوده، سلاح کمری داشته، دست به سلاح کمری اش می برد، بچه های کمیته جلوی او را می گیرند می برندش در یک اتاق دیگر. از همانجا مسئولین کمیته تماس می گیرند با دفتر امام. پیغام به امام داده می شود که آقای سید حسین خمینی نوه شما در مشهد از بنی صدر دفاع کرده مردم به او هجوم آوردند دست به اسلحه برده ما چه کار کنیم. امام به مرحوم آیت الله اشراقی می فرمایند که به مسئولین کمیته مشهد پیغام دهید که سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود و اگر دست به سلاحش برد او را با تیر بزنند. آقای اشراقی به دفتر می آید و از طریق آقای رحمانی که بعدها نماینده امام در نیروی انتظامی شدند، از طریق ایشان به بچه های کمیته پیغام می دهند. ولی بخش دوم پیام امام را آقای اشراقی نمی دهد و فقط می گوید امام گفته آقای سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود. وقتی ایشان پیش امام بر می گردد امام می پرسد شما دستور من را ابلاغ کردی. ایشان می گوید بله. امام گفت آقای اشراقی کامل ابلاغ کردی؟ آقای اشراقی که نمی توانسته دروغ بگوید می گوید نه من قسمت دومش را نگفتم. امام به آقای اشراقی می فرمایند بر می گردی مجدد تلفن می زنی و هر دو قسمت پیام من را می دهید. سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود و اگر دست به سلاحش زد با تیر او را بزنید.2

حضرت امام در نامه ای خطاب به سید حسین خمینی که متن آن درجلد14صحیفه نورآمده است با انتقاد شدید از وی، نوشته اند: «پسرم حسین خمینی! جوانی برای همه خطرهایی دارد که پس از گذشت آنها انسان متوجه می‌شود . من میل دارم کسانی که به من مربوط هستند در این کوران‌های سیاسی وارد نشوند؛ من امید دارم که شما با مجاهدت در تحصیل علوم اسلامی و با تعهد به اخلاق اسلامی و مهار کردن نفس اماره بالسوء، برای آتیه مورد استفاده واقع بشوی؛ من علاوه بر نصیحت پدری پیر، به شما امر شرعی می‌کنم که در این بازی‌های سیاسی وارد نشوی و واجب شرعی است که از این برخوردها احتراز کنی؛ من به شما امر می‌کنم به حوزه علمیه قم برگرد و با کوشش، به تحصیل علوم اسلامی و انسانی بپرداز3 » 

 

انزوای اول  

 

سید حسین به قم می رود و مثلا مشغول تحصیل می شود و روایات مختلفی از دوران انزوای سید حسین هست اما متأسفانه شیاطینی که به سید حسین نفوذ کرده بودند اصرار داشتند او را تا آخرین حد سقوط پیش ببرند // در سال 82 ناگهان صدای سید حسین خمنی از نجف شنیده شد که در مصاحبه با روزنامه هلندی هندلزیلاد مواضع عجیب تری اتخاذ کرده بود : علی‏رغم ناامنی در عراق و خطراتی که از جانب ماموران مخفی جمهوری اسلامی برایم وجود دارد اکنون فضای باز و آزاد در عراق به من امکان می دهد قفل سر بسته دهانم را باز کنم و آنچه را رهبران ایران به نام مذهب و خدا بر سر مردم ایران می آورند را افشا سازم.بدانید دیکتاتورهای مذهبی قادر نخواهند بود مانع من شوند. مهمترین خواسته من جدایی دین از حکومت است چرا که تا زمان امام دوازدهم هیچکس نمی تواند به نام خدا و اسلام حکومت را به دست بگیرد۴ .  

 

سید حسین در سال 84 یک دیدار تقریبا جنجالی هم با رضا پهلوی داشت یک دیدار مصنوعی و نمایشی که در آن وقتی رضا پهلوی می گوید پدربزرگ من به ایران خدمت کرد سید حسین هم می گوید و پدربزرگ من هم خیانت کرد !!! 

 

انزوای دوم : 

 

او اکنون در قم و در حبس خانگی به سر می برد اما از ادعاها و رفتار عجیب خود دست برنداشته است و اخیرا هم در ادامه جنگ روانی خود مدعی شده است که می خواهد اسنادی را از چگونگی کشته شدن پدرش لابد به دست پدربزرگش یا اطرافیان او منتشر کند !! 5

 

 و اینها چیزی است که به لطف خدا به خوبی مردم ما را در برابر فتنه گری های آقازاده های بی هنر اینچنینی مصون می کند

 


 

1 : کتاب روایت صدر 

2 : رجا نیوز :    www.rajanews.com/detail.asp?id=52127  

2: تابناک : www.tabnak.com/nbody.php?id=51996  

3 : نیوز آنلاین : http://www.newsonline.ir/?tag=%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C 

1 - 2 - 3 - ۴ - 5 : با تشکر از ولایت 110 :  http://mramira.blogfa.com/post-270.aspx 

تاریخ ارسال: شنبه 19 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 12:47 ب.ظ | نویسنده: مشتاق مرگ | چاپ مطلب
نظرات (12)
سه‌شنبه 9 شهریور‌ماه سال 1389 08:16 ق.ظ
سبز
امتیاز: 8 5
لینک نظر
خاک بر سر تو و اونایی که این چرت و پرتای تورو باور میکنن.آدم باش یه کم مرد باش هر چی میکشم از تو امثال تو وطن فروش عرب دوست
اخه حداقل اون سیگارو درست مونتاژ میکردیتو دست اون اخوند بد تر از خودت جدا شرم باد از شما که اسم ایران و به لجن کشیدید.شما تخم و ترکه همون عربای ملخ خورید فقط پالونتون عوض شده وگرنه ذاتا همونید ول کنید این مردمو مثل زالو چسبیدین.بسه آخه چه قدر دزدی و قتل غارت از خدا بترسید.وای به روزی که خدا خشمش بگیره وای به روزی که مردم با هم همصدا شن.
اون روز دیر نیست ما بیشماریم
پاسخ:
خوبه که بیشمارید !
چقدر هم میهن دوست پاکیزه و عاقل و فهیم هستید

یعنی سنگ پای قزوین دیگه از رو رفت از دست پیش گرفتنها و پروئی های قاتلان لجن پرست احمق و کثیفی مثل شما
سه‌شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1392 03:03 ب.ظ
پشت پرده
امتیاز: 5 4
لینک نظر
مطمئنا سید حسین چیزهایی در مورد پدر و پدر بزرگش میدونه که من وشما نمیدونیم.همونطور که من وشما چیزهایی در مورد پدرانمون میدونیم که غریبه نمیدونه.شما پدرت رو بهتر میشناسی یا دیگران؟/ هوموم؟/ پس لطفا کاسه داغتر از آش نباش.پشت پرده خیلی خبرهاست.
پاسخ:
اون هیچی نمی دونه چون وقتی آقا مصطفی شهید شد سید حسین فقط یه بچه بود بچه ای که اغفال شد و به این روز افتاد ... / شما دارید از کسانی حمایت می کنید که سیاهی نامه اعمال کثیفشون روی هر حقیقتی سایه انداخته
پنج‌شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1392 03:06 ب.ظ
سلام
امتیاز: 3 2
لینک نظر
عجب چشم سفیدیه!!
پاسخ:
سلام بله متاسفانه اینطور هست / و مائیم و قصه پرغصه آقازاده های بی هنر
یکشنبه 15 دی‌ماه سال 1392 01:45 ق.ظ
مرصاد
امتیاز: 2 0
لینک نظر
منبع این نوشته ها رو میشه بذارید
ممنون میشم
پاسخ:
سلام دوست عزیز به جز چند سطر اول این مقاله از خودم نیست از یه جای دیگه برداشتم ولی الان چند سال میگذره و یادم نمیاد از کجا بوده
یکشنبه 13 بهمن‌ماه سال 1392 12:45 ق.ظ
ناشناس
امتیاز: 2 2
لینک نظر
شما که سیگار گذاشتین تو دستش، یه زیر سیگاری هم مونتاژ میکردین جلوش که خاکش رو بریزه توش
پاسخ:
تصویر مونتاژ نیست کاملا دست نخورده است شما میتونید باور نکنید و اصلا نیازی به سیگار نیست ... که چی ؟!
دوشنبه 14 بهمن‌ماه سال 1392 09:42 ب.ظ
ارش26
امتیاز: 4 1
لینک نظر
پدر بزرگ(خمینی) و پدر مرحومشون مصطفی که شاید انسان خیلی خوبی بودند هم زنده بودند شماهایی که نون اینها رو خوردید و از قبل اینها به نون و نوا و پست و مقام رسیدی باز هم این حرفها رو می گفتید می نوشتید جرئت می کردید. جرئت می کردید بگویید اینچنین توهین کنید اقازاده های بی هنر اینچنینی . شماها ماشاء الله که همش هنرید!!!!! از سر تاپاتون هنر می باره !!!! کم نشه ایشاالله!!!.
پاسخ:
خدا هم اونهایی که از قبل امام به نون و نوا رسیدند و هیچ هنری تداشتند و هم اونهایی که افراد با عرضه رو به دلیل دوست داشتن امام به نون به نرخ روز خوری متهم میکنند یکجا نابود کنه بگو آمین
پنج‌شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1392 09:38 ب.ظ
رحمان منافی
امتیاز: 2 0
لینک نظر
‏‎ ‎سلام دنیا چیست
پاسخ:
مسافرخانه پیله پروانه
یکشنبه 20 بهمن‌ماه سال 1392 11:09 ب.ظ
amir
امتیاز: 2 2
لینک نظر
خدا به راه راست هدایتش کنه...
سه‌شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1392 11:16 ب.ظ
نسیم
امتیاز: 1 0
لینک نظر
زمان همچینو افشا میکنه
از این دست اقازاده ها زیادن
پاسخ:
بله رسانه های قدرتمند و بی در و پیکر دشمن از فیلم تا بازی و اخبار دروغ ذهنها رو خراب کرده
جمعه 22 فروردین‌ماه سال 1393 01:26 ق.ظ
ناشناس
امتیاز: 0 1
لینک نظر
واقعا فک میکنی کسی حرفاتونو باور میکنه؟ چرا مردم رو احمق فرض میکنید! شاید خودتون خیلی ساده و زود باورید که همه رو اینجوری میپندارید
پاسخ:
شماها وقتی دلیل قانع کننده ای نداشته باشید تمسخر و تهمت زدن بهترین راه حلتونه
چهارشنبه 14 خرداد‌ماه سال 1393 07:30 ب.ظ
ناشناس
امتیاز: 1 0
لینک نظر
واقعا باید خیلی بی شهور باشه یه کم فقط از باباش یاد میگرفت آقا مصطفی آدم خوبی بود بعیده که همچین پسر احمقی داشته باشه خاک بر سرت
پاسخ:
از پسر نوح و جعفر کذاب که بالاتر نیست که
چهارشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1393 06:15 ق.ظ
ناشناس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بله درسته سید حسین با روح الله پدرش در همان ابتدا هم عقیده نبود وی بیشتر به منافع ملی و ملی گراها می اندیشید و ایت الله خمینی به مصلحت مذهبیون.اولین بار در مدرسه رفاه در همان ابتدای انقلاب که روح الله انجا بود روزها وی یک مشاجره ای با خمینی کرد.مشکل سید حسین گویا با شورای انقلاب و کمیتنه ها بود.زیرا دولت تشکیل شده بود و مردم رای اکثریت به بنی صدر داده بودند یعنی ملی مذهبی ها در قدرت بودند ولی عملا کمیته ها مناطق و شورای انقلاب کار خود را میکرد و پای بند به قانون نبود و ترورها و دستگیریه ار را رهبری میکرد و همچنین مصادره اموال را به همین دلیل دولت بازرگان استعفا داد چون عملال این دسته از کارها به نام دولت داشت نوشته میشد
پاسخ:
سلام ممنون از توضیحاتتون اما
اولا سید حسین پسر امام خمینی نیست نوه اش هست
دوما اونایی که ترورها رو مدیریت میکردن همین آقای رجوی و دوست شفیقش بنی صدر بودن که ده ها هزار نفر از مردم و مسئولین از بچه تا پیرمرد رو کشتند هی بمب گذاشتند
سوما مصادره اموال مال اموالی هست که عمال فاسد رژیم پهلوی از بیت امال دزدیه بودند و دوباره بیت المال برگشت به جز چند مورد
چهارما اکثریت مردم مذهبی بودن و اگه به بنی صدر رای دادن به خاطر کتاب اقتصاد اسلامیش بود و منافع مذهبیون رو نمیشه از منافع مردم جدا کرد
پنجما سید حسین عددی نبود که یه طلبه بود که فقط به خاطر پدربزرگ و پدرش آقا مصطفی آدم حساب میشد الان هم که به اونها پشت پا زده پس هیچی نیست ...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد