| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
اول و دوم ابتدایی که بودیم کاغذها را با مداد می نوشتیم و هر موقع اشتباه میشد با پاک کن پاکش میکردیم کمی بزرگتر که شدیم خودکار دستمان دادند ، خلاص شدن از دست اشتباه خودکاری سخت تر بود ولی فوقش یک برگ از دفترمان را دور میانداختیم و باز بزرگتر شدیم حالا میخواستیم کمی فردا سفارش بدهیم اما این بار گفتند باید اثر انگشت بزنید ! و ما زدیم
مدتی گذشت
به شب جمعه ای که بنزین سه برابر شد اعتراض داشتیم ، ما سوختیم و ساختیم اما اثر انگشتمان صبح فردا فهمید !!
مدتی گذشت اثر انگشتمان بهتر شد، یک کلاس ششمی آمد او خودش دست به کار شد و با خودکارش اوضاع را کمی بهتر کرد مشکل ما عوض شد ، کلاس ششمی مسخره بود ، بچهی آزادی نبود ، حتی بالگردش از پس توده مه بالا رونده بر نمیآمد، او رفت
و ما باز اثر انگشت زدیم تا فردای دیگری سفارش بدهیم دوستانمان هم نشستند تا همان سفارش ما را سرو کنند و خودشان انگشت نزدند .....
مدتی گذشت دوباره تاریکی ها بازگشتند دوباره کمبودها دوباره ....
ما به دولت و وزیر شیکاگوئی اقتصاد اعتراض داشتیم ، اما آمدند در میان اعتراض ما تن و وطنمان را نشانه گرفتند تا به جان هم بیفتیم ۲۴۰۰ عزیزمان پرپر شد ، و ما زخمی شدیم ، اما آموختیم که اثر انگشت از خودکار سخت تر است و چاره امروز تحمل زحمت و چاره فردا دقت است